قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
920
تاريخ الفي ( فارسى )
رسيد ، گفت : و اللّه كه من به جنگ ازارقه نمىروم مگر به شرط آنكه هر ولايتى كه من از ايشان بستانم به من واگذاريد و از بيت المال آن قدر به من دهيد كه استعداد حرب [ 128 ب ] ايشان را كافى باشد . ابن زبير هر دو شرط قبول كرد و در اين باب وثيقهاى نوشت و براى مهلّب فرستاد . مهلّب دوازده هزار كس از ابطال بصره اختيار كرد و ما يحتاج ايشان را مهيا ساخته متوجّه حرب نافع شد . و در روضة الصفا آورده كه مهلّب بيست هزار كس از شجاعان بصره همراه داشت . به هر تقدير مهلّب به جانب فارس روان شد و در موضع نهر تيرى « 1 » به آن جماعت رسيده قتال آغاز نهاد . بعد از كارزار بسيار ازارقه روى به گريز نهاده به اهواز رفتند . مهلّب مدت چهل روز در نهر تيرى توقّف كرد تا سپاه از رنج راه بياسودند . آنگاه در عقب ايشان شتافت . چون نافع در اهواز خبر توجّه مهلّب را شنيد او نيز استعداد جنگ نهاده تا مهلّب رسيد و بين الفريقين جنگى عظيم دست داد . بر روى مهلّب زخمى زدند كه بيهوش شد و آواز فوت او در لشكر بصره شايع گشت . امّا بصريان با وجود آن دست از جنگ بازنداشتند و چندان كوشش نمودند كه نافع را به قتل رسانيدند و سپاه او منهزم شده به اطراف و جوانب ولايت اهواز متفّرق گشتند . امّا چون خبر قتل مهلّب به بصره رسيد اهل بصره سراسيمه و متحيّر گشتند و حارث بن عبد اللّه عزم فرار كرد . مقارن اين حال مبشّرى از جانب اهواز رسيد و خبر قتل نافع و صحّت مهلّب رسانيد . و چون عبد اللّه زبير شنيد كه به مجرّد آوازهاى كه اصلا حقيقتى نداشت عامل او مىخواسته كه بگريزد ، حارث را از ايالت بصره عزل كرده برادر خود مصعب بن زبير را به حكومت بصره فرستاد و صلاح و فساد عراقين و اهواز و فارس را منوط و مربوط به رأى او گردانيد . امّا خوارج ، بعد از كشته شدن نافع ، عبد اللّه بن ماحوز را كه يكى از عباد و زهاد ايشان بود برخود امير ساختند . چون مهلّب شنيد كه باز طايفهء ازارقه اجتماع نموده عبد اللّه بن ماحوز را امير خود گردانيدند كرّت ديگر متوجّه ايشان شده در مدينهء شاپور « 2 » تلاقى فريقين اتّفاق افتاد . آن روز تا نماز ديگر ميان آن جماعت جنگ و نزاع قائم بود و در آخر روز خوارج روى به گريز نهاده خود را به موضعى كه آن را كركان گويند رسانيده رحل اقامت انداختند . مهلّب در عقب ايشان رانده در موضع كركان به ايشان رسيد . با آنكه آن روز باران صعب مىباريد فريقين با هم جنگى عظيم كردند و آخر الامر خوارج مغلوب شده متوجّه كرمان شدند . مهلّب ايشان را تعاقب نموده قدم از قدم آن طايفه برنمىداشت تا آنكه رؤساى آن طايفه را بالتمام
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : نهر شيرى . به قياس الكامل ، ج 6 ، ص 47 و فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 185 تصحيح شد . ( 2 ) . مراد شاپور كازرون است ؛ فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 186 .